اختلالADHD (بیش فعالی)

اگر کودک بیش فعالی دارید، فرزندتان، خودتان و موقعیت را درک کنید
تفکر مرسوم در مورد اختلال بیش فعالی این است که ناتوانی عصب شناختی است که با عدم کنترل بر توجه و فعالیت و تکانشگری مشخص می شود.بچه هایی که نشانه های اختلال عدم توجه یا بیش فعالی را نشان می دهند می توانند والدینی داشته باشند که زیاد حرف می زنند و کمتر عمل می کنند.بچه ها نیاز دارند رفتار و مهارت های قابل قبول اجتماعی پسند را فرا بگیرند اما حقیقت این است که بچه ها متفاوت هستند و هر بچه ای نمی تواند انتظاراتی را به جا بیاورد تا همه بگویند چه بچه خوبی است.
پیشنهاد ها
1.در مورد اختلال کم توجهی و یا اختلال بیش فعالی آگاه باشید زیرا آنها اغلب به عنوان اصطلاح عمومی مورد استفاده قرار می گیرد.از برچسب زدن به کودک خودداری کنید زیرا این برچسب زدن می تواند به پیشگویی محقق شده منجر شود و ممکن است موقعیت بهتری را که فرزندتان می تواند داشته باشد از دست بدهید.
2.زمان ویژه ای را در نظر بگیرید و روش هایی را انتخاب کنید که بتوانید از فرزندتان واقعا لذت ببرید.مطمئن شوید که به موفقیت های او هرچند جزئی باشند توجه می کنید و علاقه مندی های او را تشویق می کنید.
3.مشتاق باشید که طبق نیاز های کودک براساس آنچه که انجام می دهد هرچند که برخلاف گروه هم سن و سالان خودش باشد به او کمک کنید.اگر کودک نمی تواند در مهدکودک بند کفش هایش را ببندد از کفشهایی که چسبی هستند استفاده کنید تا بند بستن را یاد بگیرد حتی اگر نسبت به سایر بچه ها مدتی طول بکشد.به خاطر عادی نبودن او را تنبیه نکنید.
4.از رایانه استفاده کنید تا کودک بتواند خودش نوشتن کلمات مشکل را که عمومی هستند فرا بگیرد.خیلی از کودکان که با نوشتن مشکل دارند یا برای هجی کردن کلمات تقلا می کنند وقتی با رایانه کار می کنند بهتر عمل می کنند. به فرزندتان اجازه دهید که به جای خودکار و مداد از رایانه استفاده کند تا احساس پیشرفت کند.
5.مطمئن باشید که حواس فرزندتان کاملا به شماست و هرچیز را یک بار تکرار کنید.وقتی کودک توجه نمی کرد محترمانه توجه او را به خود جلب کنید.مثلا با زدن انگشت روی میز یا گذاشتن دستانتان بر روی شانه اش یا اینکه از کلمه ی یادآوری کننده ای استفاده کنید.
6.به روش هایی فکر کنید که ممکن است منحصر به فرد بودن کودک را نادیده بگیرید یا اینکه به او فشار بیاورید که طبق خواسته ی شما عمل کند نه طبق توانایی خودش.
برای جلوگیری از مشکلات آینده از قبل برنامه ریزی کنید
1.از ابزار تادیب مثبت استفاده کنید تا رفتار های ناپسند او را به حداقل برسانید و بهترین تلاش های او را تشویق کنید.در کلاس های تربیتی شرکت کنید.از مسیر تادیب مثبت گمراه نشوید و روش هایی را که براساس تنبیه یا پاداش است کنار بگذارید.
2.یکی از اولین چیز هایی که باید انجام دهید این است که به رفتارتان توجه کنید.منظور از آن حس سرزنش نیست فقط از آنچه دارید انجام می دهید آگاه باشید.آیا آنقدر مشغول هستید که به فرزندتان توجه کافی برای آموزش و تشویق نمی کنید؟آیا به جای اینکه کودک را درگیر حل مشکل کنید از او تقاضا می کنید؟آیا شما در خانه شکر زیاد دارید؟آیا فرزندتان غذا های آماده زیاد می خورد؟آیا زیاد صحبت می کنید و کم عمل می کنید؟آیا فرزند شما احساس می کند که در شرایط ویژه ای او را دوست دارید نه اینکه بی همتایی و توانایی هایش را ارج بنهید؟اگر به این رفتارها توجه کرده باشید می توانید آنها را تغییر دهید وقتی تغییر دادید نتایج آن را در رفتار کودکتان خواهید دید.
3. سعی کنید علتی که پشت هر سوء رفتار هست درک کنید و راه هایی بیابی تا بچه ها را تشویق کند تا بدانند که نیاز به سوءرفتار ندارند.
4.به بچه ها کمک کنید تا بتوانند توجهشان را متمرکز کنند.از کار های روزمره و ساده ای استفاده کنید.به فرزندتان کمک کنید که یاد بگیرد چگونه مکانی را برای هرچیز در نظر بگیرد.نزدیک در ورودی محلی مخصوص کفش و چیزهایی که برای بیرون رفتن نیاز است داشته باشد.به آنها کمک کنید که از یادداشت ها و فهرست ها استفاده کنند تا اطلاعات را دسته بندی کنند.به آنها آموزش دهید تا با استفاده از ساعت و تقویم زمان را مدیریت کنند.
5.هنگام بازی بچه ها را تماشا کنید تا بدانید چقدر ترجیح می دهند که یاد بگیرند.آیا آنها از لحاظ جسمی فعال هستند؟آیا دوست دارند آنها را بغل کنید؟از این اطلاعات استفاده کنید تا فعالیت هایی را ایجاد کنید که بر توانایی و برتری آنها تاکید کنید.
6.سعی کنید با انجام تمرین های جسمی که به تمرکز نیاز دارد توانایی تمرکز آنها را بالا ببرید.پیشنهاد های ما شامل ورزش های ایروبیک و رقص و ورزش های رزمی است.به او کمک کنید که فعالیت هایی که دوست دارد و از عهده انجام آنها بر می آید را پیدا کند.
7.به او کمک کنید تا راهبرد هایی را یاد بگیرد تا بتواند کار های خود را درست انجام بدهد.او را تشویق کنید تا از منابع مدرسه و اجتماع مثل استاد راهنما و کتابخانه استفاده کنید.به نگرانی های او در مورد معلمان و موضوع های مختلف گوش دهید و او را تشویق کنید که برای درس های خود مطالعه های غیروابسته ای انجام دهد.حامی فرزندتان باشید.اعتماد به نفس او و ارتباط شما با او از نمره ای که می گیرد مهم تر است.
8.فرصت های یادگیری را در مدرسه برای او ایجاد کنید.با معلم هایی که با او خوب کار می کنند ارتباط داشته باشید و آماده باشید که در این مورد با مدرسه صحبت کنید.خیلی از معلم ها علاقمند و قابل انعطاف هستند.اگر احساس کردید که معلم یا مدرسه مشتاق نیستند که به نیاز های فرزند شما توجه کنند هرکاری لازم است انجام دهید تا از فرزندتان در برابر تنبیه به علت متفاوت بودن حمایت کنید.
9.وقتی مشکلی در مدرسه پیش می آید فرزندتان را از تصمیم هایی که می گیرند باخبر کنید.یک جلسه با معلم و فرزند خود ترتیب دهید تا در مورد راه حل های بدون تنبیه صحبت کنید.بعضی از بچه ها تصمیم می گیرند که بهترین کار این است که چند دقیقه دور کلاس قدم بزنند بعد سرجایشان بشیند بدون اینکه مشکلی پیش بیاید.دیگران ممکن است به گوشه دنجی نیاز داشته باشند تا مشغول کاری باشند.
10.برای زمان و انرژی خود برنامه ریزی کنید.برنامه ریزی تمام وقتی که وقتی برای کار های روزمره باقی نمی گذارد می تواند به مصیبتی منجر شود.
مهارت های زندگی که بچه ها یاد می گیرند
بچه ها می توانند یاد بگیرند که بزرگ ترهایی دارند که نیاز های شخصی آنها را در نظر می گیرند و به آنها کمک می کنند تا مهارت هایی را بیاموزند و بر زندگی آنها نظارت دارند.به جای اینکه به خاطر رفتار هایشان حس قربانی شدن داشته باشند این بزرگتر ها با برنامه ریزی روی آنها کار می کنند.یاد می گیرند که اشکالی ندارد که شخص منحصر به فردی هستند.
اصول پرورش فرزند
1.مطمئن شوید که با وقت و انرژی گرفتن روی یک فرزندتان، سایر فرزندان خود را فراموش نمی کنید.برای خودتان هم وقت بگذارید و زمانی را هم به سایر اعضای خانواده اختصاص دهید.
2.به خاطر داشته باشید که اکثر کودکان با برچسب بیش فعالی راهی پیدا می کنند تا به موفقیت هایی دست پیدا کنند.

راهکارهایی برای کاهش پرخاشگری کودکان

1. چیزهایی را که باعث خشم می شود بشناسید. آیا در کار بچه ها دخالت می کنید؟ مثلاً در مورد تکالیف مدرسه، دوستان، طرز لباس پوشیدن و چیزهای دیگر سخنرانی می کنید؟ به جای وضع قوانین و دنبال کردن آن قوانین کودکان را سرزنش می کنید؟ آیا به جای تمرکز بر حل مشکل از تنبیه استفاده می کنید؟به جای درخواست، دستور می دهید؟ وقتی بگویید((وقت شام است)) بچه ها بهتر پاسخ میدهند تا بگویید((همین الان بیا برای صرف شام))
2.جلسه های خانوادگی ترتیب دهید تا فرزندان شما بدانند که زمانی هست که در مورد آنچه که آنها را آزرده می کند بتوانند حرف بزنند و برای مشکلات راه حل پیدا کنند.
3. برای فرزندان کوچکتر از انتخاب های محدودی استفاده کنید،نه اینکه بگویید چه کاری انجام دهند.
4. در ایجاد جدول کارهای روزمره، بچه ها را دخالت دهید،بدین ترتیب این جدول رئیس است ،نه شما. وقتی از بچه‌ها می‌پرسید که جدول زمانی تان در مورد وقت شام یا خواب چیست، احساس قدرت می کنند.
5.وقتی فرزند شما در شرایط خوبی است به او یادآوری کنید که می دانید او اغلب عصبانی است و از او کمک بخواهید که به روش هایی فکر کند که بتواند خشمش را طوری نشان دهد که به کسی آسیب نزند.به او پیشنهاد دهید که بالشتی را در چنگ بگیرد و با به موسیقی مورد علاقه اش گوش کند،یا محل آرامشی را پیدا کند. برای بچه‌های بزرگتر پیشنهاد کنید چیزی را که باعث خشم او شده بنویسد یا نقاشی کند.
6.اگر پدر یا مادر مجرد هستید، از حرفهای نامربوط به والد دیگر کودک بپرهیزید. این باعث خشم زیاد کودک به والد دیگرش می‌گردد و نیز باعث رفتار پرخاشگرانه می‌شود. طوری با کودک صحبت نکنید که انگار یک بزرگسال است.
7.از عصبانیت خودتان نترسید. یاد بگیرید بگویید(( من عصبانی هستم)) وقتی احساستان را به زبان بیاورید الگوی مناسبی برای فرزندتان فراهم می کنید،تا این که در عمل نشان دهید.
8. از روش های محترمانه برای مدیریت خشم خود استفاده کنید و با صداقت بگویید من در مورد ________ احساس ________ می کنم)) بنابرين آرام می‌شوید و با روش‌های درست به آن رسیدگی می‌کنید.
9.زمان تماشای تلویزیون را که پر از برنامه های خشونت بار است، محدود کنید.فیلم هایی را که فرزندانتان تماشا می‌کنند، زیر نظر بگیرید. در مورد خشونت در بازی‌های رایانه‌ای و موسیقی ها با آنها صحبت کنید. نظرتان را واضح بیان کنید، اما به آنها هم گوش دهید.
مهارتهایی که فرزندان یاد می گیرند:
بچه ها باد می گسرند آنچه را که احساس می‌کنند با آنچه که به آن عمل می‌کنند،متفاوت است.یعنی اشکالی ندارد که عصباني شوند،اما خوب نیست که به دیگران آسیب برسانند یا با بی احترامی رفتار کنند.آنها یاد می‌گیرند که می‌توانند قدرت داشته باشند و روی خودشان و زندگی شان نظارت کنند.هیچ کس از قدرت نداشتن لذت نمی‌برد و بچه ها ترجیح می دهند یاد بگیرند که چگونه می توانند بدون اینکه برای نیازهایشان بجنگند موفق شوند.
اصول پرورش فرزند:
1.پرخاشگری با بیان نیازمندی ها به شکل مثبت متفاوت است و مهم است که فرزندان این اختلاف را یاد بگیرند.به آنها باد دهید که برای آنچه می‌خواهند درخواست کنند، شما هم به نظر آنها گوش دهید. به بچه ها آموزش دهید که بدون تحقیر دیگران به نیازهایشان برسند. 2.به استاندارد تربیت دختران و پسران دقت کنید گاه پسر ها برای رفتار بی ادبانه و گستاخی مجاز شمرده می‌شوند و گاهی دخترها برای بیان نیازهایشان جرئت کافی پیدا نمی کنند.برای پسرها و دخترها به طور مساوی لازم است که احساسات خود را بشناسند و بدانند رفتارشان از احساسشان جداست.
3.گاهی خشم آمار نمی شود. شاید شما خودکشی دارید که خیلی عصبانی است،اما خشمش را در درونش نگه می دارد. دنبال علائمی مثل گوشه گیری، رفتارهای تهاجمی انفعالی و مصرف مواد مخدر بگردید.

پرخاشگری کودکان و راهکارها

فرزند من همیشه خیلی عصبانی است و هنگام عصبانی شدن بسیار پرخاشگر می شود. خواهرش را گاز می گیرد،با من بحث می‌کند و اسباب‌بازی‌ها را به اطراف پرتاب می کند. چه کاری می‌توانم با بچه عصبانی انجام دهم؟
خودتان، کودک و موقعیت را درک کنید:
خشم می تواند سرپوشی برای احساسات صدمه دیده باشد.کودکانی که عصبانی هستند ممکن است از طرف والدین،سایر کودکان، خودشان زندگی و افرادی که آنها را عصبانی کردند احساس ناامیدی می کنند. شاید تصور می کنند که هیچ کس به آنها و نیازهایشان توجه نمی‌کند.توجه داشته باشید والدینی که به خشم و پرخاشگری فرزند با تهدید و تلاش برای تسلط بر او پاسخ می دهند،موقعیت را بدتر می‌کنند.
پیشنهادها:
1.به احساسات فرزندتان اهمیت دهید(( واقعاً عصبانی هستی، اشکالی ندارد که احساس خشم کنی، اما می‌توانی شفاهی به من بگویی از چه چیزی و چرا عصبانی هستی؟)) صبر کنید و به جای اینکه به او بگویی از چه چیزی و چرا عصبانی هستی، به دقت به حرفهای او گوش کنید.
2.گاهی بچه‌ها وقتی اندوهگین هستند نمی‌توانند احساسات خودشان را بشناسند.بگذارید بدانند که اشکالی ندارد که مدتی صبر کنند و بعد هنگامی که آمادگی داشتند با شما صحبت کنند.
3.می توانید در مورد اینکه چه چیزی می خواهد،حدس بزنید و با کمک برای به دست آوردن آن به فرزندتان کمک کنید تا خشمش را آرام کند.مثلاً بگویید((می دانم از این ناراحتی که خواهرت می‌تواند تا دیر وقت بیدار بماند و تو باید زودتر به رختخواب بروی اما تو هم وقتی هم سن او شدی می توانی بیدار بمانی))
4. وقتی بچه ها با هم دعوا می کنند،بی‌طرف بمانید. زیرا یکی از علل اولیه خشم بچه‌ها طرفداری از یکی از آنهاست. می‌توانید به یک چشم به آنها نگاه کنید و بگویید((بچه ها می‌دانم که برای حل مشکل اوقات سختی در پیش دارید)) با بگویید((می توانید چند لحظه ای صبر کنید تا آرام شوید و بعد دوباره شروع کنید.همین الان می‌توانید جنگ را تمام کنید))
5.اگر بچه‌های شما بحث می کنند،به آنها اجازه دهید کلمه آخر را بگویند و به جای ادامه بحث با آنها می توانید آنها را بغل کنید.به جای اینکه به آنها بگویید چه کاری انجام دهند، در مورد نظرشان بپرسید. وقتی تشخیص دادید که کشمکش ایجاد شد، بگویید((من نمی‌خواهم بر او تسلط داشته باشم،اما برای کمک تو ارزش قائلم. بگذارید وقتی آرام شدیم روی حل مشکل تمرکز کنیم.
6.اگر فرزند شما با رفتار تهاجمی به دیگران آسيب می زند،اجازه دهید بداند که علت ناراحتی او را درک می‌کنید، اما به او اجازه نمی دهید که به دیگران آسيب بزند. اگر فرزندتان کوچک است،او را از موقعيت دور کنید و پیش او بنشینید و به او کمک کنید در مورد چیزی که باعث ناراحتی او شده صحبت کند. و اگر بزرگتر است به او بگویید که ((خیلی دوستت دارم، می توانی هر وقت خواستی بیایی و با من صحبت کنی)) اگر کودکان باید بنشیند و مشکل را حل کنند، زمانی که در حال صحبت هستند،پیش آنها بنشینید.
7.پرخاش را با پرخاش پاسخ ندهید که باعث ایجاد کشمکش می شود، در این صورت نتیجه ای که به دنبالش هستید به دست نخواهید آورد.

نکاتی درباره دادن پول توجیبی به فرزندان

1. طی جلسه های خانوادگی،بحث های دوره ای درمورد پول هایی که به دست آوردند،اشتباه هایی که در مورد آن پول ها مرتکب شدند و درس هایی که یاد گرفتند،ترتیب دهید.
2.به بچه های دو،تا چهار ساله ترجیحا سکه بدهید و قلکی به شکل حیوان برایش تهیه کنید.هر سال که بزرگتر می شود، مقدار پولی که به او می دهید را بیشتر کنید.کودکان پول ریختن درون قلک را دوست دارند و اینکار، پول جمع کردن را،قبل از اینکه بدانند چیست به آنها می آموزد.
3. در سنین ۴ تا ۶ سال کودک و قلکش را به بانک ببرید و برای او حساب پس انداز باز کنید. هر یک تا سه ماه یکبار، او را به بانک ببرید تا بخشی از پول هایش را که خرج نکرده، به حساب بریزد.شاید دیدن افزایش سپرده در دفترچه بانک تفریح خوبی باشد، حتی برای والدینی که عادت به سپرده‌گذاری ندارند، می‌تواند هيجان انگیز باشد.
4.به کودک کمک کنید که فهرستی از چیزهایی که دوست دارد برایشان پول پس انداز کند را تهیه کند. آنها می توانند برای چیزایی که دوست دارند پول جمع کنند. وقتی برای خرید می‌روید و می‌گویند((می‌توانی آن را برایم بخری؟))می توانید بگویید((می خواهی آن را به فهرست خریدت اضافه کنی و برایش پول پس انداز کنی؟)) می‌توانید پیشنهاد کنید که اگر نصفی از مبلغ مورد نیاز برای آن را جمع کرد بقیه اش را شما پرداخت خواهید کرد.متعجب خواهید شد اگر ببینید با این کار چقدر از بحث‌های موقع خرید کاسته خواهد شد،فقط وقتی شما قاطع و مهربان باشید.
5. برای سنین ۶ تا ۱۴ سال جلسه ای را برنامه‌ریزی کنید تا با هم تصمیم بگیرید که چه مقدار پول نیاز دارد تا هم برای پس انداز کنار بگذارد و هم به نیاز های هفتگیش مثل ناهار خوردن و تفريح برسد. همچنین می توانید فرزندتان را تشویق کنید تا مقداری پول را برای فقرا و سازمان های خیریه پس انداز کند.
6. قوانینی بگذارید مبنی بر اینکه کمک هزینه ها فقط یک بار در هفته و در جلسه‌ های خانوادگی پرداخت می گردند.اگر قبل از آن پول را تمام کنی، می توانی حس بی پولی را تجربه کنی و اینکه چه کاری می توان انجام بدهی،مثلا بی پول بماند و با کاری پیدا کنی تا مقداری پول به دست بستور.
7.یک دوره زمانی(هر شش ماه یا یک سال)) را در نظر بگیرید. زمانی که کمک هزینه ها باید افزايش پیدا کنند. بعضی از خانواده ها روز تولد هر کدام از بچه ها کمک هزینه ی آنها را افزايش می دهند.
8.برای سنین ۱۴ تا ۱۸ سال پول لباس را هم اضافه کنید تا بتوانند برای آن هم برنامه‌ریزی کنند. بچه‌هایی که بتوانند در سنین کم برای پولشان برنامه‌ریزی کنند، می‌توانند خیلی زودتر برای دریافت پول لباس هم برنامه‌ریزی کنند. ابتدا قبل از اینکه به آنها پول بدهید به آنها بگویید که چه مقدار پول می‌توانند برای لباس خرج کنند. آن‌ها فورا در می یابند که اگر پول زیادی را برای مثلا یک دست لباس خرج کنند.کمد لباسشان خالی می ماند.پول لباس می‌تواند ماهیانه یا سالی دوبار پرداخت شود.
مهارت های زندگی که کودکان یاد می گیرند:
وقتی پول دادن به کودکان را شروع می‌کنید،آنها فرصت پیدا می‌کنند که یاد بگیرند که چگونه پول بدست بیاورند و مقدار پولی که دارند را چگونه خرج کنند،به جای اینکه به قرض کردن بیفتند،صورت حساب ها را به موقع پرداخت کنند،برای آنچه برايشان مهم است،پس انداز کنند،وام ها را بازپرداخت کنند.کودکان از اینکه بدانند قدرت مالی دارند،احساس قدرت می کنند. بچه ها با تصمیم های خوب یا ضعیفی که در مورد پول می گیرند می توانند مهارت های قضاوتشان را بهبود دهند و از پيامد های انتخاب هايشان بدون تنبیه و تحقير چیزهایی یاد بگیرند.آنها بودجه بندی را باد می گیرند،مهارتی که در تمام زندگی از آن استفاده خواهند کرد.
اصول پرورش فرزند:
1.استفاده از پول برای تنبیه یا پاداش،راه حلی کوتاه مدت است.پرداخت کمک هزینه به عنوان فرصت برای اینکه به آنها چیز هایی در مورد پول یاد بدهید روش خوب پرورش فرزند است که به آنها مهارت های زندگی می آموزد.
2.اگر مهارتی در مدیریت پول ندارید،باید منابعی پیدا کنید که به شما مدیریت پول یاد بدهد تا بتوانید به فرزندانتان آموزش دهید(انجام کار های خانه بدون جنگ نوشته لین لاک و ریکی اینتر،منبع خوبی است که به شما کمک می کند)
منبع:الفبای تربیت فرزند

پول توجیبی یا جایزه

آیا باید به فرزندم به خاطر انجام کارهای روزمره اش هزینه بدهم؟ خودتان، فرزندتان و موقعيت را درک کنید. کمک هزینه ها به کودکان فرصت می دهند که درس های با ارزشی در مورد پول یاد بگیرند. هرچه که بیشتر در مورد درآمد،پس‌انداز و مدیریت پول یاد بگیرند، کمتر احتمال دارد که در آینده مشکلات مالی شان را از طریق بدخلقی، گدایی،دزدی، فروش مواد و قرض گرفتن از شما و پس ندادن قرض شان حل کنند. مقدار پولی که به آنها می دهید به بودجه شما بستگی دارد.اگر

ادامه مطلب

چگونه از مشکلات مرتبط با فرزندخواندگی جلوگیری کنیم؟

برای جلوگیری از مشکلات آینده از پیش برنامه ریزی کنید:
1. در مورد مشکلات در اولین فرصت بحث کنید قبل از اینکه همه مهم شوند مثلاً بگویید(( من می دانم که فرزندخوانده ها می خواهند والدین اصلی شان را بشناسند. در این مورد چه فکری می کنی؟فکر می‌کنی چرا می‌خواهند این کار را بکنند؟))سعی نکنید در مورد احساسات و افکار و نقشه هایش صحبت کنید.
2.بگذارید فرزندتان بداند که اگر تصمیم گرفت والدین واقعی اش را پیدا کند شما از او حمایت خواهید کرد و او را درک می کنید و حسادت نمی کنید. آلبوم، مدارک مدرسه و سایر مدارک خاطره انگیز را برای او نگه دارید تا اگر والدین واقعیش را پیدا کرد،به آنها نشان دهد.
3.فرزند شما باید بداند که پدر و مادر واقعیش به دلیل موقعیت شخصیشان او را به خانواده‌ای دادند نه به خاطر اینکه او مشکلی داشته است. به او بگویید که برای والدین واقعیش ناراحتید که مجبور شدند چنین تصمیم بگیرند. او را مطمئن کنید که شما خوشحال هستید که فرصتی دارید تا تمام محبتی که او شایسته اش است را به او بدهید. در هر زمانی از زندگی این نکته را برایش تکرار کنید.
4.به خودتان یادآوری کنید که بچه‌ها در هر مرحله و سنی مشابه رفتار می‌کنند بدون در نظر گرفتن اینکه والدین واقعی شان ممکن است چطور باشند و تمام بچه‌ها برای جلب توجه پدر و مادر رقابت می‌کنند. 5.به خودتان زمان بدهید تا عاشق فرزند خوانده تان شوید و اگر احساس متفاوتی در مورد هر فرزند دارید خود را سرزنش نکنید این کاملاً در خانواده هایی که تمام بچه ها هم خون هستند نیز صدق می‌کند.
6. روز جشنی را در نظر بگیرید که این فرزند خوانده ها خواهر و برادر شدند. بعضی خانواده ها روزی را که هر فرزند وارد خانواده شده جشن می‌گیرند.
مهارتهای زندگی که کودکان یاد می‌گیرند:
فرزندخوانده ها می توانند عشقی را تجربه کنند که به آنها فرصت دهد تا احساسات خودشان را در مورد اصل شان مشق کنند. می توانند یاد بگیرند که دوباره مورد محبت قرار می‌گیرند، بدون ترس از پذیرفته نشدن و حوادث ناخوشایند گذشته و بدانند که اوقات خوش ادامه دارد.
اصول پرورش فرزند:
1.نگرانی بچه های پذیرفته شده در مورد والدین واقعی شان شبیه حس فرزندان واقعی است که گاهی دوست دارند والدین دیگری داشته باشند(( پولدارتر و معروف‌تر)) ابن مورد وقتی جدی گرفته نشود گذراست.
2.اگر فرزند شما آن را جدی گرفت به خاطر داشته باشید که برای کودک آسان تر است که دو مادر و پدر را دوست داشته باشد تا اینکه احساس کند مجبور است از بین آنها یکی را انتخاب کند، بگذارید این را بداند.

فرزندخواندگی،: چالش‌ها و راهکارها

اگر دارای فرزندخوانده هستید به موارد زیر توجه کنید:
فرزندتان،خودتان و موقعیت را درک کنید.
والدین می‌توانند کودکی را به دلیل سیاسی، اجتماعی و فلسفی یا حتی تمایل خودشان به فرزندی بپذیرند.
1. فرزند خواندگی را از کودک پنهان نکنید قبل از اینکه معنی فرزند خواندگی را درک کند به او بگویید که او را به فرزندی پذیرفته ابد. شما می توانید قبل از اینکه بچه ای را بیاورید تمرین را شروع کنید:(( ما خیلی خوشحالیم که تو را به فرزندی قبول کرده ایم، ما خیلی دوست داشتیم که تو را داشته باشیم)) زمانی که او درک می کند که فرزند خواندگی چیست این مسئله کهنه شده است و در خاطر داشته باشید که بچه‌ها خیلی زودتر از آنچه که بدانید همه چیز را درک می کنند.
2. اگر کودک شروع به بدرفتاری کرد فرزندخواندگی را دستاویز قرار ندهید.(( من از شما متنفر شدم امیدوارم بتوانم مادر واقعی ام را پیدا کنم)) آن را جدی نگیرید بچه ها حتی ممکن است به والدین واقعی شان هم،‌ چنین چیزی بگویند.هم ممكن است بگويند ای کاش مادر دیگری داشتم.حتی اگر فکر می کنید که این هرگز در خانه ی شما اتفاق نخواهد افتاد، شاید اتفاق بيفتد و اگر به خودتان بگیرید قلب شما را می شکند. احساسات را بشناسد و آن را تصديق کنید.((تو عصبانی هستی و اشکالی ندارد،تو دوست داشتی بیشتر در مورد مادر واقعی خود بدانی،تو احساس ناراحتی می کنی چون همه چشمان آبی دارند و چشمان تو قهوه ای است. اشکالی ندارد که چنین احساسی داری و ما چون تو انسان منحصر به فردی هستی دوستت داریم))
5.وقتی فرزند شما می‌گوید که همسایه یا دوستی او را به خاطر فرزند خوانده بودن دست انداخته، قبل از اینکه سوال های کنجکاوانه ای بپرسید،((چه اتفاقی افتاد؟باعث شد چه حسی پیدا کنی؟ در این مورد چه فکر می کنی؟ فکر می‌کنی چرا دوستانت چنین چیزی گفتند؟بقیه بچه ها چه کردند؟)) با مهربانی به او گوش کنید.با فرزندتان در مورد چگونگی پاسخ دادن و حل مشکل با عبارت‌های درست کار کنید.
6.اگر سایر خواهر و برادرها از توجه بیشتری که به یک فرزند می دهید به این دلیل که او فرزند خوانده است((یا نیست)) شکایت دارند، به آنها توضیح دهید که هر کدام از آنها منحصر به فرد و دوست داشتنی هستند.
تماس با ما از طریق: 38211196

کودک آزاری چیست و مصداق‌های تشخیص اینکه آیا کودکم تحت آزار و اذیت قرار دارد یا خیر؟

کودک آزاری :

• بدرفتاری با کودک که ازآن با نام های بدرفتاری با کودکان و غفلت نیزیاد می شودشامل انواع بدرفتاریهای جسمی، عاطفی، سوء استفادهجنسی، غفلت، و استثمار کودکان است که منجر به آسیب بالقوه درسلامتی ، نحوه رشد ویا ارزش و شان کودک گردد( سایت رسمی سازمانجهانی بهداشت).
• همچنین بر اساس تعريف ارائه شده در گزارش جهانی خشونت و ،بدرفتاری با کودک عبارت است از: استفاده عمدي ازقدرت، زور، تهديد و يا نيروي جسماني عليه كودك توسط يك فرد و يايك گروه كه به سلامتي، حيات، رشد و عزت نفس كودك لطمه زده يااحتمال ايجاد صدمات بعدي را افزايش دهد.
4 گروه اصلی :
1 -کودک آزاری جسمی استفاده عمدی از قدرت فیزیکی
در برابر کودک : کتک زدن، تکان دادن، تهدید کودک، گاز
گرفتن، سوزاندن، خفه کردن
2 -کودک آزاری جنسی
– تماس جنسی بین فرد بالغ و کودک با اعمال زور، فریب
واغوا نمودن قربانی
در صورت ویژگی های زیر تفاوت سن تعیین کننده نمی باشد:
-تهدید و اجبار
-وجود همزمان چند مهاجم
-عدم هماهنگی تکاملی بین آنها
-ایجاد ترس از طریق اقدام فیزیکی
3_ کودک آزاری عاطفی (هیجانی)
والدین یا مراقبین محیط مناسب و لازم برای رشد وتکامل کودک را فراهم نمی کنند. محدود کردن بیش از حد فعالیت های کودک، دست کم گرفتن، تبعیض، تحقیر کردن، تمسخر، تهدید کردن
4_ مسامحه یا غفلت :
کوتاهی کردن در مراقبت مسئولانه از سوی مراقب بالغ
جهت فراهم کردن مراقبت فیزیکی و نظارت کافی بر
رشد کودک
انواع غفلت
الف -جسمانی :
– رها کردن کودک (حداقل به مدت دو روز)
– اخراج کردن از منزل بدون در نظر گرفتن مراقب دیگر
– غفلت تغذیه ای که باعث توقف و کاهش رشد کودک
می گردد
ب- غفلت پوشاکی
– غفلت متفرقه : * بهداشت ناکافی * عدم توجه به رفاه
و امنیت کودک * تنها گذاشتن کودک در اتومبیل بدون
ھمراه
– بی خانمانی: * نداشتن سرپناه
ج-غفلت پزشکی :
– عدم پذیرش درمان
– تأخیر در درمان ￾ بی توجهی به بهداشت روان کودک
– امتناع از پذیرش مراقبت های بهداشتی (واکسیناسیون)
-نظارت و سرپرستی ناکافی :
د- فقدان نظارت مناسب :
* عوامل مؤثر بر کاهش یا حذف نظارت در یک موقعیت
خاص : 1 .سن 2 .وضعیت رشد 3 .وضعیت تکاملی کودک
و- در معرض خطر بودن :
* 1 .خطرات ایمنی : دسترسی به سموم ، اشیاء کوچک
قابل بلع، سیم برق و مواد دارویی
* 2 .فقدان مراقبت مربوط به ایمنی در اتومبیل : نبستن کمربند
ه -غفلت محیطی :
– غفلت از فراهم نمودن منطقه ای ایمن و انتخاب محل
مناسب برای زندگی
– ساختارهای پرخطر و بزهکارانه در همسایگی بر تکامل
کودک و سلامت روان او اثر دارد
ی-غفلت عاطفی :
– در مقایسه با غفلت جسمی طولانی تر و شدید تر می باشد
– انواع :
1 .محبت یا مراقبت ناکافی
2 .همسرآزاری حاد یا مزمن
3 .اجازه مصرف مواد مخدر و الکل
4 .اجازه انجام و تداوم رفتارهای ناسازگار مثل پرخاشگری نسبت به سایر کودکان
5 .محروم کردن کودک از تعامل با همسالان و یا افراد بزرگتر انزوا

تعریف و مصداق‌های استثمار کودک در مطالب بعدی به اشتراک گذاشته خواهد شد.

مشاوره

سبک‌های گفتگو میان همسران

4 نوع سبک گفتگو بین همسران وجود دارد:
1_ منفعـل ـ 2 ، مهـاجم 3_ منفعل-مهاجم و 4_ صریح كه مناسبترين و مؤثرين آنها، صراحت است. شرح هر يك از سبكها که در زير آمده، به شما كمك ميكند تا سبك گفتگوي معمول خود را با همسرتان مـشخص كنيـد و بتوانيد كارهايي را انجام دهيد تا به گفتگويي صريح با يكديگر برسيد.
گفتگوي منفعلانه
در يك گفتگوي منفعلانه، فـرد نـسبت بـه بيـان افكـار، احـساسات و تمـايلاتاش و همچنين روراستي و صداقت بيميل است و در واقع اين افكار و احساسات را نـزد خـودش نگـه ميدارد. اين روش ممكن است ناشي از اعتماد به نفس پايين باشد و به طور مشخص به منظـور اجتناب از جريحه دار كردن احساسات ديگران و يا جلوگيري از سرز نش به كار گرفته شـود. بـا وجود اين كه ممكن است اين روش با قصد و نيت خوبي به كار رود (من قصد ندارم ديگـران را
اذيت كنم يا ميترسم كه اشتباه بگويم) ولي ً عمدتا باعث احساس رنجش خـاطر، سـردرگمي و بدگماني در فرد مقابل ميشود. گفتگوي منفعلانه، سدي در راه ايجاد صميميت در روابط است.
گفتگوي تهاجمي
فرد داراي چنين سبكي هميشه طرف مقابل را سرزنش و مـتهم مـي كنـد و اغلـب از بياناتي از قبيل “تو هميشه” يا “تو هرگز” استفاده ميكند. عموماً ايـن روش هنگـامي بـه كـار ميرود كه يكي از طرفين احساس تهديد ميكند و يـا افكـار و احـساسات منفـي دار د. در ايـن
سبك عموماً مردم سعي دارند كه ديگران را مسؤول احساسات خود قلمداد كنند. همان طور كه در مثال زير خواهيم ديد، گفتگوي تهاجمي بيشتر بر ويژگيهاي منفي شخص تـا بـر موقعيـت متمركز است. اين شيوه معمولاً منجر به جريحه دار شدن احساسات زوجين ميشود و صميميت بين آنها را تخريب ميكند.
تمركز بر شخص: “تو گفتي كه ماشين رو تنظيم كردي، اما اين كار رو نكردي، تو هرگز كاري رو كه ميگي انجام نميدي”.
تمركز بر موقعيت: “از اين كه ماشين رو قبل از مسافرتمون تنظيم نكـردي، متأسـف شـدم.
من واقعاً در مورد چرخها و روغن ماشين، نگرانم. امروز صـبح وقـت داري ماشـين رو تعميرگـاه ببري”؟
دو روش گفتگوي منفعل و مهاجم، براي ادامه ازدواج مضرند. با تـلاش جهـت كـسب رفتار صريح، زوجين ميتوانند گفتگـوي خـود را بهبـود بخـشيده و لـذا ازدواج خـود را بهبـود بخشند.
اين دو سبك گفتگو ميتوانند حاوي هر يك از الگوهاي مخربي كه بعداً ذكـر خواهـد شد، يعني اجتناب و كناره گيري، تفاسير منفي، تشديد و بي اعتبارسازي باشند.
گفتگوي منفعل ـ مهاجم
افراد داراي اين سبك به صورت نامشخص پرخاشگري مـيكننـد، يعنـي بـه صـورت غيرمستقيم خشم خود را نسبت به ديگري بيان ميكنند و انتظار دارند ديگري بداند كـه بـراي چه اينكار را ميكنند. مثلاً همسري كاري را كه همسرش از او خواسته، پشت گوش مي انـدازد و يا به طور نامشخص شكايت (غرغر) ميكند. كلهشقي، اشكالتراشي، مـسامحه كـاري و پـشت گوش اندازي، ويژگيهاي اين دسـته از افـراد اسـت. بـه عنـوان مثـال؛ همـسري از اسـتراحت
بعدازظهر شوهرش در حالي كه خودش بعد از كارِ بيـرون، بايـد كارهـاي خانـه را انجـام دهـد ، ناراحت است. او به جاي بيان صريح اين احساس، با سـر و صـدا كـردن و كوبيـدن ظـروف بـه یكديگر مانع استراحت همسرش ميشود.
گفتگوي صريح
فرد داراي اين سبك بدون احساس ترس يا رفتار پرخاشگرانه، احساسات، خواسته ها و افكار خود را بيان ميكند. هنگاميكه در شـيوه گفتگـويي خـود صـريح باشـيم، هـم از حـق و خواسته خود نگذشته ايم و هم احترام طرف مقابل را به جا آوردهايـم. در واقـع هـم از يـكسـو حالت انفعالي نداريم و نميگذاريم ديگران از ما سوءاسـتفاده كننـد و از سـوي ديگـر، نيازهـاي ديگران را ميشناسيم و سعي ميكنيم كه خـود را بـه نحـوي معقـول بـا آنهـا تطبيـق دهـيم .
صراحت، اين احساس را به ما ميدهد كه از كار آيي و نظارت دروني لازم برخـورد اريـم. چنـين حسي به نوبه خود حس اعتماد به نفس و خـود ارزشـمندي را در ارتبـاط بـا ديگـران افـزايش ميدهد. از آنجاييكه صراحت همراه با توجه و احترام به نيازهاي ديگران است، لذا افراد صريح، انعطافپذيرند و هميشه صرفاً به دنبال خواسته هاي خود نيستند.
گفتگوي صريح، اين امكان را فراهم ميسازد كه افـراد خـود را بـه روش سـالم، غيـر تواضعي و بدون سماجت، نشان دهند و اين به معناي عنوان كردن شفاف و مستقيم خواسـته و مثبت و مؤدب بودن در گفتگو است. مثالي از بيان صريح، “ميل دارم وقت بيشتري رو با بچه ها صرف كني، شايد بتوني يك شب رو به تنهايي با اونا بگذروني تا من بتونم تا ديـر وقـت سـركار باشم” است. در مثال صفحة قبل نيز زن ميتواند با صراحت بـه شـوهرش بگويـد:”از ايـن كـه كاراي خونه رو به تنهايي انجام ميدم احساس خستگي ميكنم، دوست دارم تو هـم تـوي ايـن كار با من مشاركت كني”. وقتي يكي از زوجين به طور صريح صحبت ميكند، مخاطب خـود را نيز به دادن پاسخ مثبت و صريح تشويق ميكند.

5 اصل مهم در یادگیری کودکان

1) کودکان آنچه را برایشان خوشایند باشد، تکرار می کنند و به امور ناخوشایند علاقه ای ندارند.
2) اگر اطلاعاتی که عرضه می کنید منطقی و مربوط به هم باشد، کودکان آسان تر آن را یاد می گیرند.
3) مغز کودکان آنچه را گفته اید، به مکان و زمان گفتن آن حرف ربط می دهد.
4) کودکان از طریق تجربه های عملی یادگیری بهتری دارند.
5) کودکان چیزهایی را یاد می گیرند که تمرین کرده باشند.